شاخه:
چرا شناخت نقاط قوت، مسیر درمان را هموار میکند؟
شاخه:
تا حالا شده حس کنی توی یک چرخهی تکراری افتادی؟ هی تلاش میکنی مشکلاتت رو حل کنی، ولی انگار باز هم همون نقطهی اولی. انگار هر بار فقط ضعفهات جلوی چشمت میان. احساس میکنی کافی نیستی. حس میکنی یه چیزی تو شخصیتت کمه.
راستش رو بخوای، این احساس تنها مخصوص تو نیست. خیلیها تو مسیر درمان یا حتی تو زندگی روزمره همین حس رو دارن. ما معمولاً وقتی حالمون خوب نیست، ذهنمون سریع میره سمت ایرادها. مثلاً: «چرا اینقدر استرس دارم؟»، «چرا نمیتونم احساساتم رو کنترل کنم؟»،«چرا اینقدر زود ناراحت میشم؟» و… . و خب این سوالا آشناست. ولی یه چیزی رو کمتر میپرسیم: چه چیزهایی تو وجود من هست که تا الان کمکم کرده دوام بیارم؟ چه ویژگیهایی دارم که باعث شده حتی تو شرایط سخت هم ادامه بدم؟
اینجاست که بحث شناسایی نقاط قوت شخصیت به میان میاد. این که بفهمیم کجاها قویایم، فقط یه حرف انگیزشی نیست. یه ابزار مهمه توی روانشناسی مثبتگرا که خیلی وقتا تو جلسات درمان ازش استفاده میشه. مطالعات هم نشون داده که تمرکز روی نقاط قوت فرد، میتونه روند درمان رو سریعتر کنه و حال روانیمون رو بهتر. حالا، تو این مقاله میخوایم ببینیم چرا اهمیت شناسایی نقاط قوت فرد در درمان اینقدر زیاده؟ چطور میتونیم نقاط قوت شخصیت خودمون رو پیدا کنیم؟ و اصلاً این شناخت چطور میتونه به ما توی درمان و زندگی کمک کنه؟
اهمیت شناسایی نقاط قوت فرد در درمان چیست؟
وقتی صحبت از درمان و بهتر شدن حال روحی میشه، بیشتر ما ناخودآگاه میریم سراغ این که «مشکلم چیه؟». دنبال ضعفها و نقصهامون میگردیم. البته این طبیعیست. چون وقتی یه چیزی درست پیش نمیره، منطقیه که بخوایم بفهمیم کجای کار میلنگه. اما این فقط نصف راهه. روانشناسی مثبتگرا (PPT) که پایه و اساسش روی نقاط قوت بنا شده، بهمون میگه:
- شناختن ضعفها مهمه، اما اگه نقاط قوت خودت رو نشناسی، نمیتونی از اونها برای عبور از سختیها استفاده کنی.
تصور کن تو یه مسیر سخت کوهنوردی هستی. اگه فقط حواسات به سنگهایی باشه که سد راهات هستن، ممکنه کلاً ناامید بشی و بگی: «من نمیتونم». ولی اگه همزمان ببینی که کفش خوبی پات هست، آب کافی داری و بدنت هم قویه، احتمال این که مسیر رو ادامه بدی بیشتر میشه. تو مسیر درمان هم همینطوره. شناختن نقاط قوت، همون کفش محکم و آب کافیست که باعث میشه بتونی مسیر رو ادامه بدی. پس به جای این که فقط بپرسی «مشکل من چیه؟»، از خودت بپرس: «چی تو وجود من هست که میتونه کمکم کنه؟»
نقاط قوت شخصیت یعنی چه؟
نقاط قوت شخصیت دقیقاً یعنی چی؟ یعنی چه ویژگیهایی رو باید پیدا کنم؟ خب، وقتی صحبت از نقاط قوت میشه، خیلیها فکر میکنن باید دنبال یه چیزای خارقالعاده بگردن. مثلاً «خیلی باهوشم» و… .
ولی واقعیت اینه که نقاط قوت، همون ویژگیهای روزمره و سادهان که باعث میشن تو از پس چالشها بربیای. این ویژگیها ممکنه تو زندگی روزمره اونقدر برات عادی باشن که حتی بهشون توجه نکرده باشی.
مثلاً شاید همیشه تو جمعها آدمی هستی که میتونی بقیه رو آروم کنی. این یعنی تو «آرامشبخش» یا «همدل» هستی. این خودش یه نقطه قوته. یا شاید وقتی یه کاری رو شروع میکنی، حتی اگه سخت باشه، تا آخرش ادامه میدی. این یعنی «پشتکار» داری. پس نقاط قوت شخصیت، یعنی همون ویژگیهای مثبتی که تو رو تا اینجای زندگی رسوندن.
چطور نقاط قوت شخصیت خودمان را بشناسیم؟
تا اینجا فهمیدیم که نقاط قوت شخصیت چی هستن و چرا شناختنشون مهمه. ولی یه سؤال مهمتر اینه چطوری بفهمیم نقاط قوت خودمون چیه؟ خیلی از ماها بیشتر عادت کردیم ضعفهامون رو ببینیم. ولی پیدا کردن نقاط قوت اونقدرها هم سخت نیست. چند تا راهکار ساده اما کاربردی اینجا اومده که میتونی امتحانشون کنی:
به موفقیتهای کوچک زندگیات فکر کن
لازم نیست دنبال یه دستاورد بزرگ باشی. فقط به لحظههایی فکر کن که احساس کردی «از پسش براومدم». مثلاً:
- روزی که با وجود خستگی، کار مهمی رو تموم کردی.
- وقتی که تونستی یه مشکل تو رابطهات رو آروم و منطقی حل کنی.
اون لحظهها چی تو وجودت کمک کرد؟ صبوری؟ پشتکار؟ قدرت تصمیمگیری؟ اون چیزهایی که کمکت کرده، همون نقاط قوت توئه.
از دیگران بپرس
گاهی وقتا بقیه بهتر از خودمون میبینن.از آدمهایی که بهت نزدیکن بپرس: «به نظرت من چه ویژگیهایی دارم که توی سختیها بهم کمک میکنه؟» ممکنه چیزهایی بشنوی که خودت هیچ وقت بهشون دقت نکرده بودی.
به رفتارهای ناخودآگاهت دقت کن
به کارهایی که خیلی راحت و طبیعی انجام میدی فکر کن. اون وقتی که همیشه وسط یه بحث، توی آرام کردن اوضاع خوب عمل میکنی. یا وقتی که بقیه برای گرفتن راهنمایی، سمت تو میان. یا هر وقت مشکلی پیش میاد، ذهن تو سریع میره سمت پیدا کردن راهحل. اینها نشونهست. همون چیزهای به ظاهر ساده، نقاط قوت تو هستن.
دفترچه نقاط قوت درست کن
یه دفتر بردار و هر وقت یه موقعیتی پیش اومد که حس کردی «خوب از پسش براومدم»، بنویس توش. مثلا:
- امروز تو فلان موقعیت تونستم صبور باشم.
- امروز توی جلسه، خلاق بودم و یه ایده خوب دادم.
بعد از یه مدت، خودت میبینی که چه ویژگیهای ارزشمندی تو وجودته.
تست آنلاین (در صورت تمایل)
اگه حس میکنی هنوز برات سخته، سایتهایی هستن که تستهایی برای شناخت نقاط قوت شخصیت دارن. مثلاً تست VIA Strengths، یا تستهای روانشناسی مثبتگرا. این تستها دقیقاً برای همین طراحی شدن که بهت کمک کنن بفهمی چه ویژگیهایی توی تو قویه. البته این تستها راهنما هستن، ولی در نهایت، این خودتی که باید رفتارهای واقعیات رو ببینی.
وقتی نقاط قوت خود را بشناسیم، چه تغییری در مسیر درمان اتفاق میافتد؟
شاید بگی: « نقاط قوتم رو پیدا کردم. خب حالا چه فرقی میکنه؟ اصلاً توی درمان چه تأثیری داره؟»این سؤال رو، خیلی از آدمها میپرسن. پس اگه این توی ذهن تو هم اومده، کاملاً طبیعیه. وقتی نقاط قوت خودت رو بشناسی، سه تا تغییر اساسی تو مسیر درمانت اتفاق میافته:
حس ارزشمندیات بیشتر میشه
وقتی بدونی تو فقط یه فرد پر از مشکل نیستی، بلکه کلی ویژگی مثبت داری، نگاهت به خودت عوض میشه.
به جای این که همش بگی «من ایراد دارم»، کمکم میگی:
- آره، یه جاهایی ضعف دارم، ولی یه جاهایی هم قویام
این حس ارزشمند بودن، خودش یه بخش از درمانه. چون اعتمادبهنفس و امیدت رو زیاد میکنه.
با ناامیدی کمتر، راحتتر از پس چالشها برمیای
وقتی تو سختیها بدونی که ابزارهای درونی مثل صبوری، قدرت تصمیمگیری، پشتکار یا همدلی داری، دیگه اونقدر زود نمیبُری.
میدونی که این ویژگیها مثل یه جعبهابزار همیشه همراهته. مثلاً وقتی اضطراب داری، یادته که قبلاً با صبوری یا برنامهریزی، از پسش براومدی.پس دوباره هم میتونی. این، ناامیدی رو کمتر میکنه.
روند درمان مؤثرتر میشه
وقتی تو جلسات مشاوره، خودت هم بدونی چه ویژگیهایی داری، میتونی اونها رو بیاری وسط و ازشون استفاده کنی. مثلاً اگه بفهمی صبوری نقطه قوتته، میتونی توی تمرینهای روانشناس، روی این ویژگی بیشتر حساب کنی. یا اگه خلاقی، ممکنه بتونی راههای جدیدی برای مدیریت اضطراب پیدا کنی. پس، شناختن نقاط قوت، فقط یه آگاهی ساده نیست. یه جور ابزار قدرتمنده که روند درمانت رو سریعتر و ماندگارتر میکنه.
چطور از نقاط قوت در زندگی روزمره و مسیر درمان استفاده کنیم؟
حالا که نقاط قوت خودت رو شناختی، یه قدم دیگه مونده: چطور ازشون استفاده کنی تا حال روحیات بهتر بشه و تو روند درمان، نتیجه بهتری بگیری؟ اینجا چند تا راهکار عملی رو میگم که میتونی همین امروز شروع کنی:
نقاط قوتت رو هر روز به خودت یادآوری کن
یه کاغذ بردار، ۳ تا از مهمترین نقاط قوت خودت رو بنویس و بزن یه جایی که ببینی. مثلاً:
- صبورم.
- توانایی حل مسئله دارم.
- مهربونم.
هر روز وقتی چالش یا سختی پیش میاد، یه لحظه به اون کاغذ نگاه کن و از خودت بپرس:
- تو این موقعیت، چطور میتونم از این ویژگیها کمک بگیرم؟
توی لحظههای سخت، نقاط قوت رو فعال کن
فرض کن امروز اضطراب گرفتی. به جای این که فقط بگی «بازم اضطراب اومد»، از خودت بپرس:
- چی تو وجود من هست که قبلاً توی این شرایط کمکم کرده؟
شاید یادت بیاد قبلاً صبوری کمکت کرده، یا با برنامهریزی تونستی از پسش بربیای. همون روش رو دوباره به کار ببر.
موفقیتهای کوچک رو ببین و جشن بگیر
لازم نیست حتماً یه اتفاق بزرگ بیفته. مثلاً امروز حوصلهات سر رفته بود، ولی با وجودش، بلند شدی و یه کار مفید انجام دادی.
این یعنی پشتکار.همون لحظه به خودت بگو: «آفرین، پشتکارم امروز جواب داد.» این کار باعث میشه ذهنت به جای تمرکز روی کمبودها، بیشتر دنبال دیدن نقاط قوتت باشه.
توی جلسات مشاوره با مشاور دربارش صحبت کن
اگه مشاوره میری، دفعه بعد از مشاور بپرس میتونیم توی تمرینها از نقاط قوتم هم استفاده کنیم؟ مثلاً اگه نقطه قوتت برنامهریزیه، ازش بخواه تکنیکهای تنظیم هیجانت رو با برنامهریزی روزانه ترکیب کنه. اینطوری، تمرینها برات شخصیسازی میشن و احتمال این که انجامشون بدی، بیشتر میشه.
وقتی حالت خوبه هم تمرین کن
گاهی فقط تو روزهای سخت سراغ نقاط قوت میریم. ولی اگه تو روزهای معمولی هم بهشون توجه کنی، اون ویژگیها قویتر میشن. مثلاً تو یه گفتوگوی دوستانه، روی همدلیات تمرکز کن. یا وقتی یه پروژه ساده انجام میدی، ببین چطور خلاقیتت میتونه به کارت بیاد.
مرز بین تمرکز روی نقاط قوت با روانشناسی زرد کجاست؟
شاید یه چیزی تو ذهنت باشه اینکه بگیم نقاط قوتم رو ببینم و روی ویژگیهای مثبت تمرکز کنم، همون مثبتاندیشی الکی نیست؟ نکنه دارم میرم سمت اون حرفای انگیزشی زرد؟ این سوال خیلی مهمه. چون واقعاً یه مرز باریک بین استفاده درست از نقاط قوت و افتادن تو دام روانشناسی زرد وجود داره.
روانشناسی زرد، اون سبکیه که معمولاً میگه:
- فقط مثبت فکر کن، همه چی درست میشه.
- تو بهترینی، فقط کافیه بخوای.
- مشکلات رو نبین، انرژی مثبت بفرست، دنیا برات ردیف میشه.
مشکل این طرز فکر اینه که واقعیت زندگی و احساسات منفی رو نادیده میگیره. در حالی که تو زندگی واقعی، غم، اضطراب، خستگی، شکست… همه اینا وجود دارن و نادیده گرفتنشون، فقط باعث میشه دیرتر باهاشون برخورد کنیم و گاهی حتی ضربه بزرگتری بخوریم.
تمرکز روی نقاط قوت، یعنی این که مشکلات و ضعفها رو انکار نکنید و احساسات منفی رو سرکوب نکنید. ولی در کنار دیدن اینها، تواناییهایی رو هم ببینید که میتونن کمکتون کنن با این سختیها کنار بیایید. یعنی وقتی اضطراب میگیری، به خودت نمیگی باید مثبت فکر کنم، نباید استرس داشته باشم! بلکه میگی الان اضطراب دارم. ولی یه چیزی تو وجودم هست که قبلاً کمکم کرده. مثلاً من صبورم. میتونم یه کم صبر کنم تا این موج اضطراب بگذره. اینجا هم اضطراب رو دیدی، هم از نقطه قوتت استفاده کردی. این یعنی روانشناسی علمی و درست، نه زرد.
کلام آخر
دراین مقاله از جوونه درباره اهمیت شناسایی نقاط قوت و بها دادن به اون در روند درمان صحبت کردیم و تفاوت اون رو با روانشناسی زرد بیان کردیم.
برای اطلاعات بیشتر درباره اهمیت شناسایی نقاط قوت در درمان میتونی منابع زیر رو مطالعه کنی:
تازه ترین برگ های جوونه
تازه ترین برگ های جوونه
آیا تا به حال تجربه کردهاید که در دوران افسردگی، رابطه جنسیتان تحت تأثیر قرار بگیرد؟ افسردگی میتواند بر جنبههای مختلف زندگی فرد، از جمله رابطه جنسی، تأثیرات زیادی بگذارد. ممکن است فرد افسرده احساس کند که میل جنسیاش
تصمیم به ازدواج یکی از بزرگترین و سرنوشتسازترین انتخابهای زندگیه. همه ما دوست داریم که ازدواجمون محکم، شاد و موندگار باشه. اما واقعیت اینه که زندگی مشترک فقط عاشقانههای اول راه نیست. هر رابطهای، حتی قویترین عشقها، چالشهایی داره
وقتی رفتارهای وسواسی در کودکان دیده میشود، والدین ممکن است دچار نگرانی و استرس شوند. اینکه چرا کودکشان مرتب دستهایش را میشوید یا همیشه به یک سوال پاسخ میدهد، میتواند والدین را به این فکر بیاندازد که آیا این